X
تبلیغات
قالب وبلاگ
حامیان جوان و دانشجوی دکتر محسن رضایی در استان البرز
نظر سنجی
به نظر شما بهترین گزینه احتمالی برای دوره یازدهم ریاست جمهوری چه کس میتواند باشد









این روزها یکی از مهمترین خبرهایی که همه روزه با آن مواجه ایم، خبر گمانه زنی شخصیت ها و سیاستمداران متفاوت برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری است. اما سوال اساسی که وجود دارد این است که کاندیدهای این دوره چه کسانی هستند و چه چیزی باعث می شود تا پا به عرصه انتخابات ریاست جمهوری گذارند. شاید به نوعی همه ما خاطره انتخابات 88 را به ذهن داشته باشیم، به دور از همه اتفاقاتی که قبل و بعد از انتخابات رخ داد. در انتخابات سال 88 یک نکته اساسی وجود داشت وآن هم رقابت شدید دو جناح اصلاح طلب و اصول گرا بود. رقابتی که در نهایت منتهی به ایجاد نوعی جو تهییجی و پوپولیستی شد که در آن مردم تحت تاثیر محیط و هیجانات آن انتخاب عقلایی را به جایگاه دوم کشاندند. محیطی که با دادن شعارهای کلی و از ابتدا مشخص که تنها برای تهییج توده ها آماده شده است، روشن بود که نمی تواند عدالت را یا حتی توسعه سیاسی و اقتصادی را محقق سازد. در واقع دو موضوع اصلی انتخابات 88 را با چالش جدی رویرو ساخت. از یک سو، فرایند جامعه سازی که در درون جامعه سیاسی ایران کامل نشده است،وقتی از فرایند جامعه سازی صحبت می کنیم به این معنا است که تقاضاها و خواست های مردم و توده را به واسطه نهادهای واسط مانند احزاب و جامعه مدنی عقلانی کرد و در این صورت جلوی فشار حضور توده ها در سیاست را می توان با دسته بندی کردن توده ها و کشاندن آنها به فضاهای عقلانی گرفت. در واقع انتخابات ریاست جمهوری دوره پیش نشان داد که عدم دیدگاه های عقلانی تا چه حد انتخابات را از مسیر واقعی خود جدا می سازد. از سوی دیگر افرادی که به عنوان کاندید در انتخابات 88 شرکت داشتند تنها چیزی که در برنامه های آنها وجود داشت، شعارهای کلی، تو خالی و انتزاعی بود که تنها کاربردش به میدان کشاندن توده و دادن امید بود. در حالی که در یک محاسبه عقلانی و با توجه به همه شعارهایی که در همه جای دنیا وجود دارد کمتر دیده می شود که نامزد ریاست جمهوری خبر از عدالت، خبر از توسعه سیاسی و اقتصادی در شعارهای خود بدهد، چرا که می داند قابل تحقق نیست. به عنوان مثال در انتخابات اخیر در اروپا با وجود مشکلات اقتصادی در کل جامعه مشترک اروپا وجود داشت؛ تنها شعار اساسی که مطرح شد حل بخشی از مشکلات اقتصادی بود و نه دادن شعارهای بزرگی مبنی بر از بین بردن بحران اقتصادی مثلاً در فلان کشور. وقتی برنامه های کاندیدهای ریاست جمهوری88 و سال های پیش از آن، و راهبردهای شان را بررسی می کنیم، برنامه ایی که در خور مشکلات جامعه ما باشد کمتر دیده می شود جز چند مورد. به عنوان مثال شاید از دید همه ما حضور دو دوره آقای محسن رضایی در انتخابات ریاست جمهوری و رای نیاوردن و یا کناره گیری ایشان از انتخابات به معنای این باشد که ایشان اقبال عمومی ندارند. اما نکته اساسی که وجود دارد این است که ایشان جزء معدود کاندیدهای ریاست جمهوری بوده اند که با گرایش به اصول گرایی ناب به دور از جناح بندی که امروزه تحت عنوان اصول گرایی و اصلاح طلبی می بنیم که اتفاقاً ایشان هم مخالف آن هستند، خبر از برنامه ایی برای کشور می دهد که در آن با یک انتخابات آزاد به عنوان مبنای مردم سالاری، اما متفاوت از نوع سبک غربی آن تمامی گروها، جناحها و جریانات در امر اداره کشور دخیل هستند. هدف من در اینجا بیان این نکته مهم است که ما دو دوره حضور آقای رضایی در انتخابات ریاست جمهوری را باید بر این اساس تفسیر کنیم که ایشان با داشتن برنامه ای جامع برای اداره کشور، از آن آسیبها و شعارهای پوپولیستی که تمامی کاندیدها برای تهییج مردم می زنند تا حدودی دور هستند و از آن جا که ما عاشق کلمات زیبا و فریفته هستیم از متن اصلی غافل می شویم در غیر این صورت ایشان می توانستند حداقل در دوره های قبل با استفاده از این روش و با سابقه ای که در نزد مردم ایران دارند بخشی از جامعه ایران را به سوی خود سرازیر کنند. به اعتقاد من حضور دو دوره ایشان در انتخابات ریاست جمهوری نشان از دغدغه ایشان برای تغییر در درون جامعه ایران در تمامی ابعاد است و اینکه ایران امروز در شرایط فعلی قبل از هر چیزی نیازمند برنامه و اهداف قابل عملی است که ما شهروندان بتوانیم تغییر را در همه ابعاد حس کنیم. نه شعارهای کلی و انتزاعی که همه ما می دانیم در مدت زمانی که هر رئیس جمهور در اختیار دارد قابل تحقق نیست. همه ما نیازمند آن هستیم که از زاویه دیگر به انتخابات ریاست جمهوری بنگریم؛ به عنوان مثال به برنامه های کاندیدی توجه کنیم که به جای اینکه شعار او برپایی عدالت، توسعه اقتصادی و یا سیاسی باشد که بسیار کلی است. به شعار کسی توجه کنیم که صادقانه هدف اش از تبیین برنامه اقتصادی اش این باشد که تورم را از 25 درصد به 20 درصد برساند. این همان تحقق عینی شعار فردی است که برنامه دارد. هر چند می توان به برنامه های ریشه ای دکتر محسن رضایی برای بهتر شدن مشکلات اقتصادی ایران یاد کرد اما آنچه به نظر می رسد سودمند است، این اندیشه اساسی ایشان است که مشکلات به عنوان مثال اقتصادی جامعه ایران نیازمند تغیرات ساختاری و ریشه ای است. به این معنا که برنامه های کوتاه مدتی که ریس جمهور های قبلی انجام داده اند نه تنها مشکلات اقتصادی را حل نکرده است بلکه مانند مسکنی عمل کرده است که تنها درد اصلی را برای مدت کوتاهی تسکین داده است؛ بی آنکه به عواقب و مشکلات بعد از آن بیاندیشیم و میراث این چاره اندیشی های مقطعی چیزی جز بزرگتر شدن مشکلات و حادتر شدن آنها در بلند مدت نبوده است. تعداد بازدید : ۴۴۲
[ سه شنبه ۲۷ تير ۱۳۹۱ ] [ ۱۲:۵۸ ] [ admin ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


دوستداران و حاميان دكتر محسن رضايي ، با عضويت در اين سايت ما را ياري فرماييد

آمار سایت
افراد آنلاین : ۱
بازديدهاي امروز : ۱
بازديدهاي ديروز : ۰
كل بازديدها : ۳۱۹۳۴
بازدید این هفته : ۱
بازدید این ماه : ۴
تعداد نظرات : ۲۸
تعداد كل مطالب : ۱۴۰
امکانات وب